|
پـــــايــان...!
نویسنده: فاطمه [
] اثبات ارزش ها به همان راحتي بود كه فهميدي. به همان سختي كه نديدم!! . . پ.نون: روز از نو روزي از نو، لازم نيست شبانه اساس كشي كني مي گذرم، هرچه بادا باد. پ.نون بعدي: چه اثر از اين صداقت چه ثمر از اين نجابت وقتي قد سر سوزن به وفا نكرديم عادت. (جناب قميشي دم صدايتان تا هميشه داغ)
نویسنده: فاطمه [
] عكس هايت از تو مهربان ترند!! شده اند همدم تنهاي هايم. گاهي حرف مي زنم، گاهي داد مي كشم،و گاهي هم... اما آرام و مهربان فقط گوش مي دهند به من. درست برعكس تو!!
نویسنده: فاطمه [
]
- كجا ميبريم؟ -اون بالاها! - اما من مي ترسم. - نترس جاي من و تو اون بالاها تو قلب آسمونه!! - من از ارتفاع مي ترسم. - تا كنار مني از هيچي نترس. خيلي بالا رفتيم!! حالم بد شده، مي ترسم، دستشو محكم مي گيرم، فقط نگاهم مي كنه! سرم گيج ميره، دارم مي افتم، مي چسبم بهش، فقط نگاهم مي كنه! ديگه نمي تونم، پرت مي شم، سقوط مي كنم، توي راه دستمو دراز مي كنم تا كمكم كنه، فقط نگاهم مي كنه! خرد مي شم، چيزي ازم نمي مونه، فقط نگاهم مي كنه! حتي صبر نمي كنه تا خرده هامو جمع كنه، ميره، واسه هميشه ميره!! . . پ.نون: حالمان اين روزها عاليه عاليست!! پ.نون بعدي: زين پس هستيم و مي آپيم! پ.نون آخر: چگونه مي شود باور كرد سنگ شدن شيشه اي را؟؟
نویسنده: فاطمه [
] گاهی روح می شوی، و گاهی سوهان_روح. با این همه بازهم، جزئی از خود منی!!
نویسنده: فاطمه [
] گام هایت را هم اندازه قدم هایم کن. بگذار تا ابدیت جای پایت را کنار جای پایم داشته باشم. پ.نون: شرمنده به خاطر غیبت طولانیم. ممنون از لطف همه. حتی شما دوست عزیز. پ.نون بعدی: دوم بهمن وبم یکساله شد. تولدش چند روز بعد مبارک.
نویسنده: فاطمه [
] مجسمه ات را ساخته ام، درست شبيه خودت شده است. سنگ و سخت!! پ.نون: چقدر ميان حرف تا عمل خط فاصله پر رنگ تر است!! پ.نون : سنگيني مي كند وزن تقصيري كه بر گردنم انداخته شد. پ.نون آخر: چند وقتي نيستم .
نویسنده: فاطمه [
] با خودت كنار نمي آيي! كنارم مي زني. كنـارتر مي روم، كِنــار، كِــنــــــ... ديگر نيستم!
نویسنده: فاطمه [
] مي داني پايان اين راه هاي نرفته چيست؟؟ مي ترسم از ادامه اش. بيا همين جا اتراق كنيم!! پ.نون:پيشرفتم بسيار چشم گير است، ديگر خودم راهم گول مي زنم.
نویسنده: فاطمه [
] دست های من برای برگرداندنت کوتاه است، بیا و این بار تو دست درازی کن!
نویسنده: فاطمه [
] خودخواهيتان به اوج مي رسد.
از آن بالاها همه كوچك مي شوند، و شما هــي بزرگ!! آن وقت اجازه هر غلط اضافه اي را به خود مي دهيد. پ.نون: لطفا بیشتر مواظب گفتارتان باشید. اشتباه گرفته می شویم!
نویسنده: فاطمه [
] كمي كه مي سازد با تنها يها باز هم اشتباه گرفته مي شود! چشم هايتان را باز كنيد گوشهايتان كه كر شده است انگار.
نویسنده: فاطمه [
] دستانم را گرم مي كنم!! دستان سردت شايد، به اين گرمي احتياج داشته باشد. پ.نون:اگر هم سردی را ترجیح می دهید بگویید ما دستانمان را داغ نکنیم.
نویسنده: فاطمه [
] مي بري، مي دوزي، تَـن مي كنـي، هنوز هم نمي داني اين وصله ناجور عجيب بدقواره اتان مي كند.
نویسنده: فاطمه [
] |
.....لعنت خدا به من اگر

هيچ مخاطب خاصي ندارد.
شاید مخاطبش جایی جامانده است.
منوي اصلي
كسي سراغـش نمي ره
فروردین 1388
صفحه نخست
پست الكترونيك
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
بازم سراغ تون ميام
قالب از
نازنین
www.Naazanin.Com